خیلی جزئیه اما اونقدر پر رنگه که نمی شه ندیدش . تمام اتاق پر میشه از بوش . تمام ذهنم . تمام وجودم ... بعد رجعت میکنم به گذشته . من در مقابل خاطره اش ضعیفم و این ضعف برام تازه اس و نا شناخته .... ولو می شم تو یه بعد از ظهر جمعه که تمام بو خونه رو پر کرده ......

چیزی که دلم براش تنگه آدما نیستن . خونه ها و خیابونا و کوه ها و بیابونها نیستن . اینا یه دلتنگی کلی دارن . و اون که از همه اونا قوی تره دلتنگی شدید و غیر قابل چشم پوشی از یه بشقاب قرمه سبزی ساده است تو یه ظهر جمعه .

قرمه سبزیتونو با هیچکس تقسیم نکنین چون یه نفر اینجا داره از عشقش به معنای واقعی کلمه جون میده !!

/ 20 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عادل مشرقی

بگو کجايی تا خودم برات بگم از ايران کُمففففففففوته قرمه سبزی بفرستن. ولی خوبه که تو هم به جمعيت مغزهای فراری پيوستی عزيزم. نيازهای مغزهای فراری اينقدر نازک هستن که نگو. خودم برات قرمه سبزی درست ميکنم. خدا بگم چکارت کنه٬ منم هوس کردم.....ويارم گرفت... منم قزمه سبزی ميخوام :(

روشنک

قورمه سبزی دوس دارم........... گاهی بعضی چيزا دست نيافتنی ميشن

شراگیم

دهه...رفتی؟ کجا؟تاجیکستان؟ ترکمنستان؟افغانستان؟هان...؟یالا بگو کدوم گوری رفتی که دلت برای قرمه سبزی تنگ شده...مداد سیاه آواره!

کودک

درکت می کم منم هفته یپيش که ايران بودم همين حس رو در مورد فسنجون داشتم.

کودک

بعضی ادمها نمی تونن حتی من رو به اندازهی فسنجون عاشق کنن.

سلامی چو بوی خوش آَشنایی دوست دارم با شما تبادل لینک کنم به مریم سر بزن

مریم

سلامی چو بوی خوش آَشنایی دوست دارم با شما تبادل لینک کنم به مریم سر بزن