کافه بلاگ .سکوت بی حضور مأنوس انسانی .و باز هم من که دست از سر من برنمی داره !شايد هيچوقت اينقدر لايق تنهايی نبودم ... چطور ديوانه وار کسی رو دوست داريم و فکر نمی کنيم مسئول تمام لحظه های پر و خاليِ اون آدم از خودمون هستيم ؟!!اين به نظر عين خود خواهيه ...خودخواهی برای ارضاء شدن روح و جسممون .اون آدم انگار مهم نيست .از اول هم نبوده ...
هيچکسو ديگه نميشناسم .چه مرگی !!! فقط قيافه های آشنا .
کوهها باهمند و تنهايند
همچو ما باهمان تنهايان
مدتهاست که ... الان فهميدم که وقتی ميگيم < مدتهاست که ... > يا تا به حال متوجه اون تغيير نشديم يا هميشه در مقابلش سکوت کرديم .چرا ؟ من چمه ؟ فکر ميکنم اين سرگشتگی و حيرانی من هيچوقت تموم نشه ! و من همچنان عريانم ...

/ 23 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
HaDi

سلام خسته نباشی.ممنون که اومدی وب من.فعلا خدانگهدار.انشاالله بعدا بيشتر بهت سر ميزنم.بای

ماهي دودي

azizam man mikhastam to ro test konam bebinam janbe dari ya na didam ke akhare bache javadi.adamaee ke miyan vveblog misazan bayad janbashon bishtare inharfa bashe.rasti esme vveblogetam bezar pastil bejaye medad siya.bishtare in vosat coment nemidam be khodet omidvar mishi

فرشاد شيرزادي

سلام. خوشحالم از اينكه خبرهاي مطبوعات را مي خوانيد. طبيعي ي كه من هم مي دانم كتاب مندني پور منتشر شد. خب يادداشت من هم تاريخ چاپش به شانزدهم شهريور ماه بازمي گردد. چند وقتي است كه سرم خيلي شلوغ است و نتوانستم به وبم سر بزنم. ولي از اين به بعد در خدمتم. ارادتمند.

گزنه 81

سلام.البته همه اينطور نيستند.

shiva

سلام و شب بخير به مهرنوش عزيز. ازت ممنونم . خيلی خوبی . راستی ايده و کارت در مورد ( ا.ا.*) جالبه ، خيلی خوشم اومد. اميدوارم که هميشه شاد و پيروز باشی. ( پشت افراها به انتظارت/ روییدن برگ ها را می شماردم /در مهتاب / در حواشی رودخانه /به دنبال چهره ات می گشتم / که صدای پايت را/ در ميان شبدرها شنيدم / گويی کسی / به سنگينيه يک خواب / به مهربانيه يک سيب / بر روی پوست نازک احساسه / تنهايی قلبم راه می رود. ....)

melaidy

کافه<<<<<<<<< اولين شبه داستان من نوشته شد......منو که ميشناسی.؟

xxx

سلام راستش فکر کنم من هم يکجورايی مثل تو شدم اصلا قاطی کردم نمی دونم چی درسته يا چی نيست تنها باشم بهتره يا.... خدا آخر و عاقبتمون رو بخير کنه