من از جهان بی تفاوتی حرف ها و فکرها و صدا ها می آيم
و اين جهان به لانهء ماران مانند است
و اين جهان پر از صدای حرکت پاهای مردميست
که همچنان که تو را می بوسند
در ذهن خود طناب دار تو را می بافند ...

فروغ

نمی دونم ! اما اونقدر دور شدم که نمی دونم ديگه کی می بتونم برگردم ...
و اين منم زنی تنها در آستانهء فصلی سرد ...

/ 12 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
niloo

جواهراتت دست من مونده.بذارمشون تو بانك خانوادگي يا خودت مياي وميگيري؟

baran

mersi behem sar zadi...shaado pirooz baashi

mehri

salam va mamnun bekhater umadanet,dar zemn har vaghti ehsas mikoni dur mishi bedun ke hamuntor nakhodagah barmigardi...man ke intoriyam...midunam kheili chiza tu un kharabshode hesab durusti nadare...khosh bashi.

نیما_dingaliga

سلام...متن قبليت رو هم خوندم...همه ی ما يه جوری داريم نقش بازی ميکنيم..فعلا نميشه همونی بود که واقعا هستيم....من خودم تبديل شدم به تلفيقی از چند تا چيز کاملا متفاوت...خودمم نفهميدم چی گفتم!!...مرسی که به من سر زدی.فعلا تا بعد

mehdi

سلام از بابت کامنتهای حسين ناراحت نشو ... اين روزا بحث داغ کافه شده همه اينو تکرار می کنن تازه اون شب که بچه ها تو رو ديدن که نگو ونپرس که چه بروز من اوردن......

ماهی دودی

مطلبش هست ولی نميفرسم چون ميخوام فقط طنز بنويسم...چون طنز که ميمونه...

ماهی دودی

يه چيز ديگه اينجا چت رومه يا جای نظر دادن؟؟؟؟؟؟

صبا

سلام...دور شدين از چی؟...

shiva

سلام خانومی . هميشه فاصله هست . هميشه .