با اينکه فصل گلابی نيست اما نصف شبی خر کيفم شديد !!!

 

ـــ گير کردم بين يه مسئلهء‌ خيلی مسخره اما هيجان انگيز که همه چيش مبهمه . حالا کی اين وسط راست ميگه نميدونم چون حالا به هردوشون شک دارم . در هر صورت من ميشينم و فقط نگاه ميکنم .

 

ـــ برا همونکه ممکنه بفهمه براش ميگم :

ميدونی رفيق خيلی اين کارتو دوست داشتم که اسم منو از تو ليست دوستات خط زدی . ديگه از دوروييت داشتم عق ميزدم .

 

ــــ من منتظر به ايميل مهمم . هر دقيقه هم ميرم چک ميکنم اما همش تبريک عيد به شکلهای معين از دوستان معين و به تعداد نا معين .بابا اينقدر با احساس من بازی نکنيد .مسئله مرگ و زندگيه .مرسی که درکم ميکنيد .

 

/ 23 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
mim

کتاب منو با پول مجيد و بده

کوروش

تا حالا ديدی کسی روی ميو های عيد آناناس و نارگيل بزاره (آبدار)؟

Little Ali

بازم:مواظبه خودت باش بچه.

yekvari

آپديت کردم...حالا سوار خرت می کنی منو؟؟؟؟

mikaeel of m&m's

عرض کنم که:ما که نه ميل زديم نه با احساسات کسی بازی کرديم الحمدلله(!)خدا رو شکر لينک کسی رو هم نه گذاشتيم٬نه برداشتيم(!)الهی صدهزار مرتبه شکرت(!)

sepanta

ابجی جان به اين ميگن استرس ايميلی....ايشالا زودتر رفع بشه....و خبر زندگی بياد واسط:)

fati

به جاش م اسمتو اضافه کردم خاله جووون

مش قاسم غیاث آبادی

نميدونم چرا ياد اين لطیفه افتادم... ميگن ملانصرالدين زير درخت گردو نشسته بوده و با خودش و خدای خودش زمزمه ميکرده: ای خدا جون يعنی اين انصافه کهگردو به اين کوچکی درختی به اين بزرگی داشته باشه و خربزه به اون بزرگی يه بوته کوچيک؟؟؟ حکمتش چيه؟؟؟ در همون موقع يه گردو از درخت ميفته روی سرش... دردش گرفته بود و داشت جاش رو ميمالوند و گفت: خدايا کاملاْ به حکمتش پی بردم و تو را هزاران بار شکر ميکنم !!!