به اجبار قرنتينه برگشتم . حرف واسه گفتن زياد دارم اما حس می کنم سکوت گوياتره فعلأ !!
راستی اين اومدن رهبر هم راهها رو مسدود کرده بود هم ملت رو به خشم آورده بود . همه بهش فحش داده بودن اونم فقط وايساده بود و عين ذليلا گريه کرده بود . ديگه مرده هم در نمی آرن . همين امروز فردا همه جا رو با لودر صاف می کنن .هر چی در اومد در اومد وگرنه هيچی ديگه . هيچ کی رو هم به باقيمونده ارگ راه نمی دادن .... بعدأ می گم همه چيو مفصل !

/ 13 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سعید حاتمی

salam, khaste nabashi. residan be kheyr. khoshhalam doostani ba ghalbhaye bozorg daram. mowafagh wa shad bashi

MOHSEN

دهنم اينجا نبايد وا بشه . آخه ضايعس. علی فرزانه خيلی تریپه .

شين

سلام! من كه حسابي انگار گاو پيشوني سفيدم! رفيق عزيز! ندايي بده به من كم حافظه كه در حضورت سلامي بكنم نه بعد پيامي بده كه به همين دو خط ناچار شم اكتفا كنم. دل‌ام برا نديدن‌ات تنگ شد. ... ///// خيلي احمقانه‌است چنين حسي در من شكل گرفتن، نه؟ ولي چه مي‌شه كرد؟ همينه كه هست ...

reza

اميد مرده....خدا هم خواب زمستانيست......خرس هم اينقدر نمی خوابد.......

shiva

خوشحالم که برگشتی . به داشتنت افتخار می کنم. .. .( به من که اجازه ندادن برم !!!) ... خانومی هميشه شاد و موفق باشی.

sima

گويا برگشتنت از اون برگشتناييه که رفتن نداره..... خوشحالم. شاد باشی...

mitra

قار قار قار من اومدم دوباره ...!!!

منم

سلام بروی چشم من وبلاگ شما رو لینک میکنم شما هم سایت و وبلاگ من رو لینک کن لطفا