خسته ام . همين يه ذره رو هم ديگه نمی خوام بازی کنم . نمی خوام وقتی دوست دارم وانمود به بيخيالی کنم .نمی خوام وقتی نياز دارم بگم که بينيازم . وقتی که حسودی منو به مرگ ميکشونه نشون بدم ظرفيتم بالاست .از همه چی فرار کنم بخاطر ترس از قضاوت .به هيچ کس اجازه نمی دم با نسخهء منطق اجتماعی اش به من خيانت کنه .هر چی بايد بهای جهت مخالف آب شنا کردن رو می پرداختم .پرداختم و باز هم ميخوام که برم .آره اعتراف ميکنم همه چی برام مهمه !!! به همه چی خيلی احتياج دارم اما نمی خوام به جای برطرف کردن نيازهام خودمو گرو بذارم ! من از متين بودن .پوک بودن و احمقانه خانمانه رفتار کردن متنفرم !!! مهم نيست ! سهم آدمی مثل من تنهايی .اما من ديگه نه ازش می ترسم نه فرار ميکنم .می رم درونش يا اون منو مغلوب ميکنه يا من ازش بينياز می شم اما خودمو هرگز در حاشيه نميگذارم !! هرگز !

/ 7 نظر / 5 بازدید
EBI

خسته گی معنای ندارد برای .... ممنون که به من سر زدی

سهيل

سلام مهرنوش جان . خستگي چيزي هست كه با كمي استراحت ( چه روحي چه جسمي ) رفع ميشه و باز ميتوني با همون انرژي سابق ادامه بدي . . . اصراحت كلامت خوشم مياد راحت و آزاد مينويسي . شاد زي مهر افزا

niloo

فكر كنم توقبلا به خيلي ها ثابت كردي كه شكست ناپذيري..چطور ممكنه به خودت ثابت نشده باشه؟

shiva

ah ,,,,bazam in ghatti karde!!! sabr mikonam ta dobare dorost beshe.....!! bazam miyam.ajabaaaaa

shiva

نمی فهمم چرا به اين لحن نوشتی که :(( اره اعتراف می کنم...))؟؟ عزیزم این خیلی طبیعیه(تو هم یک انسان هستی { از نوع آگاه و مطلع}پس ...) مهرنوش ،اين که نمی خوای برای رسيدن به خواسته هات خودتو گرو بگذاری ، خيلی قشنگه . چيزی هست که خيلی ها فراموشش کردن . اما در مورد رفتار خانوم ها ، می فهمم از چی می گی(حدس می زنم) من خودم بعضی وقتها از زيادی سر به زير بودن خسته می شم. آخه وقتی رفتار مردها رو توی جامعه می بينم (همه کار می کنن ،اون وقت می خوان دوستشون یا همسرشون ،یک خانومه سر به زیر باشه)البته این ناشی می شه از حس حسادت بیش از اندازه ی مردها نسبت به (.!.)...

shiva

اما لزومی نداره به خاطره اين مسائل با خودت اين جوری بکنی!! ....(وقتی تو گريه می کنی ، غمگين می شن قناری ها ، بد می شه خوندن براشون ، پروانه ها دلگير می شن ،نقش و نگار می ريزه از رنگين کمون پراشون...) .... اما تنهايی ...... نمی دونم کتاب جبران خليل جبران خوندی يا نه !!! يک مبحثی داره به نام زندگی: می گه ،{ زندگی جزيره ای است در اقيانوس تنهايی . جزيره ای با تخته سنگ های اميد ، درختان رويا ، گل های تنهايی و نهرهای تشنگی. ... . روح تو را تنهايی فرا گرفته ، اگر اين تنهايی و دور افتادگی نبود ، ديگر تو ((تو)) نبودی و من ((من )) نبودم.} می دونی ، اين که اميدوار هستی و خودت رو نمی بازی ، برای من يک دلگرميه بزرگه!! آخه من خودم فوری کم می يارم. من نمی تونم خيلی در جهت خلاف آب حرکت کنم. دوست عزيز مثل هميشه محکم و قاطع جلو برو . و هيچ وقت خستگی ها رو باور نکن. دوست خوبم ،اگه در جايی باعث ناراحتيه تو شدم ، از همين جا ازت معذرت می خوام.

mehdi

salam fekr konam kheili ghamgin bashi vali benazare man age midoni mobarezat dorosteh va be rohet feshar nemiareh inkaro bokon chon dar gheire in sooorat dobareh dar gir hamin mobarezeh ham mishi va on vaght kolli tool mikesheh ta bar gardi sare jaye avval.....