/ 12 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شراگیم

ديگه کار خودت رو راحت کردی ها...تق و تق عکس می گيری از بالا و پايين مردم و جای نوشته و پست جديد قالب می کنی به خلق الله...!:) ولی بدون تعارف من نوشته رو بيشتر از عکس می پسندم...به هر حال توی اين عکسها فقط همونی به نظرم قابل پابليش کردن بود که مرده توی بحر تفکره...اين دو تای آخری که بی رو در بايستی به نظرم چيز خاصی نداشت...راستی...تصميم گرفتم کتابها رو ازت به عنوان يادگاری قبول کنم...:)

حسن

بیش از هر چیز از مرگ می هراسند و نمی فهمند که چیزی هولناک تر از مرگ وجود دارد : زندگی بدون عشق.

سعيد

سلام خوبي مهرنوش من براي اولين بار بود كه اومدم به وبلاگ شما اميدوارم كه در تمام مراحل زندگي موفق باشي اگه دوست داشتي يه سر هم به من بزن كوچيك شما سعيد

Jaleh

سلام مهرنوش خانومی خيلی وقته به ما گربه ها سر نميزنی به درد دلمون گوش نميکنی..

بچه مخفی

ميخواستی ريموت کنترلش رو کش بری؟؟!‌

شوماخر

و عليكم. راستش اين ماجرا واقعا مشكوك به نظر ميرسه

seteegh

احتمالا ميخواستي بگي دماغش تميزه.. اره؟

کولی شرقی

من فهميدم طرف راننده تاکسی داره استراحت ميکنه ///////// می دونم حدسم درست بود

ejazeh

تازه شکمش ام گندست ها. آپ

LEON

کامنتا رو خوندم!چرا هيچکی به دست پسره توجه نميکنه؟