مرد از روی الفبای خیس نامه گذشت
بدون حرکت هشت لولای چتر
و دانه های برف شيارهای گونه هايم را در سردی يک عبور نم می زد
کسی به آسمان مشتی پرنده پاشيد
من نقطه ای سياه شدم
برای تنها حرف ناتمام نامه که خشک مانده بود .

خودم وقتی بچه بودم !

/ 12 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
omid

می دونم که قسمت های دينيش مثل تيکه بريده شده هست اما روی اين قسمت ها از همه بيشتر کار کردم . لطفا برای داستانی کردن اين قسمت ها بيشتر نظر بده .

omid

مرسييييييييی. يا علی...

سعید حاتمی

salam, rastesh waghti shoma khashe update mikonid tawagho nadashte bash ke man alamate update ro ye sheklake loos wa mamani bezaram. shad bashi

حسين

سلام ممنون که به من سر ميزنی . حتما داستانم رو خوندی نقدش کن . اين متنی که نوشتی خط اولش محشره ولی بقيه اش اصلا جالب نيست . موفق باشی .

MOHSEN

سلام ! راجع به مهرداد توپ گفتی ! مبتذل ترين خواننده ايرانيه ! اه اه اه ! با اون صداش !

سهيل

سلام . يه حس غريب داشت نوشته ات . . . مخصوصا نقطه ای سياه . . . يه جورايی خودم رو توی اون نقطه ديدم . ميخواستم بيشتر در مورد نظر های اون روز بنويسم . . . اما اصلا سرحا نيستم . بعد بيشتر بحث ميکينم . . . شاد زی مهر افزا

omid

سلام .ممنون از لينکی که گذاشتی من هم اگه وقط کردم جبران می کنم.

mehdi

سلام ؛اول مرسی از کامنت دوم کم پيدايی ؟؟؟؟؟چرا؟

shiva

من نقطه ای سياه شدم ، برای تنها حرف نا تمام نامه که خشک مانده بود.

Hamid

salam mereci ke be tarake log ma ham ye saraki keshidi, shereto khoondam vali rastiatesho bekhay toosh gom shodam khodetam ke midoone az adam gom shode adres porsidan khatas,zinro nazari nemidam.