اين مدادسياه بدجوری منو داره رشد می ده .اما هنوز پوستمو نکنده . دوستش دارم .نه يه چيزی فراتر از يه دوست داشتن معمولی !!! گاهی وقتا بهش حسوديم ميشه . به خوبيهاش . بديهاش حتی . به دوستاش و اينکه انگار به استقلالی فراتر از من دست پيدا کرده و از من رميده !! به اينش هم حسوديم می شه که اين همه بار رو به دوش می کشه . شاديها و غمهای سنگين منو .عقده هامو . داشته ها و نداشته هامو و حالا در شرف عاشق شدن من .عشق منو ! من بعد از مدتها دارم عاشق می شم .عاشق يه انسان معمولی . يه انسان معموليه خاص !!! دوباره داره به نگاه يه نفر دلم می لرزه و دارم دوباره از اين حس به سرعت نور قوی ميشم .پر می شم ... نمی دونم اون آدم چه برخوردی با من کنه . من نمی ترسم از نبودش اما اون ممکنه کلی دليل برای ترس داشته باشه . نمی دونم ... هيچی نمی دونم .فقط اين حس که داره منو فتح می کنه و من تسليمم !!!

 اما حالا بهش نمی گم .خيلی بعد تر ... نمی دونم !!

/ 7 نظر / 5 بازدید

salam be maa ham sar bezanin

سهيل

سلام سلام . . . .بابا کور شدم تا خوندم . . . ( کل متنت را سلکت کردم تا ببينم ) هميشه مداد سياه پا برجا بمونه و با نوشته های خاص خودش يادگاری بگذاره . . . شاد شاد شاد زی مهر افزا

رهايش ...

اين قدرم پرم که روی صدايم نماز می خوانم -/ از عشق متنفرم - مضحک ترين چيزيست که يافت می شود ... انسان را در هر شرايطی - عادتی ست ! چه با عشق - چه بی - عادت است -

کیمیا

سعی کن عشقت زمينی نباشه

niloo

مداد سياه اگه تو قرمز بودي كه اينجوري نميشد..همش تقصير اين سياهي مدادته..!

salam be maa ham sar bezanin