خانم اجازه من جيش دارم

 

دلم تنگ مدرسه رفتنه . ديوونه اين هوام . ديوونه برگشتن به اون روزام . دلم مشق نوشتن ميخواد . دلم فرار کردن از مدرسه ميخواد .دلم شاخ کشيدن واسه عکس امام اول کتابا ميخواد .دلم ته مداد جويدن و خوابيدن سر کلاس ميخواد . دلم تنگ واسه اکیپ بازی و جاسازی نامه های ممنوعهء‌ پسرا و اضطراب نزديک شدن ناظم . دلم ميخواد سر کلاس اول بزنم زير گريه و خانم بغلم کنه يا قهر کنم برم سر يه کلاس ديگه و بياد منتمو بکشه .دلم زنگای آخر بيکاری تو دبرستانو ميخواد و تيم بسکتبالمونو . دلم  قرارای يواشکی سر ظهر تو کوچه بغل مدرسه ميخواد .دلم تنگ از کلاس اخراج شدنه . .......

به اونايی که فردا سهمشون از اين هوا بو کشيدن و نگاه کردن نيست حسوديم ميشه و احساس ميکنم يواش يواش دارم کوچيک و کوچيک تر ميشم اما ديگه کسی منو به اون روزها راه نمی ده !!

/ 19 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
احسان

از دانش آموز شری بودی اگه همدرسه بوديم با هم مطئنا دوست ميشديم!!!

shookhie roozegar

ای بابا .... چه تفاوت نظری ..هيچ جوره نمی تونم .

شراگيم

ما هر چه را که بايد از دست داده باشيم...از دست داده ايم!

علی

هی دختر کوچولوی بیست و چند ساله! / تا میتونی جیشت را نگهدار / بعد از جیش راحت میشی و میری یه گوشه میفتی / این التهاب و شورش و یاغی گری مال جیش داشتنه!

fati

خانوم اجازه .. ما هم ديش داليم

مامانی عفت

میدونی عزیزم تو دلت این چیزها رو میخاد ولی من پس از ۴۰سال هنوز خواب مدرسه رفتن رو میبینم...

seteegh

مهرنوش مگه تو خودت ساندويچ تخم مرغ پخته نداري.. چرا پس همش ساندويچ كوكويه منو ميخري...

علي كوچيكه

امروز که رفتم دانشگاه دلم گرفت...راستی..امروز يادت افتادم.

ali

هميشه از مدرسه متنفر بودم!!!!!!!!!!