هيچ کی تاحالا از کمک کردن يه همنوعاش نمرده ! اما اگه احساس کسالت دست داد بهتون من يه دکتر خوب سراغ دارم . دفترچه بيمه هم قبول ميکنه . اما گذشته از شوخی چرا ما اينقدر بيغيرتيم در مقابل اتفاقاتی که کنارمون می افته و زود فراموش ميکنيم همه چيو . آخ آخ گفتن و نچ نچ و سر تکون دادن و گهگاهی دو سه قطره اشکی و بعد ....کافی نيست ! وقتی دولتمون دلش برا مردمش نميسوره خودمون برا خودمون بايد کاری کنيم ... نه تنها تحسين ميکنم اين دست واقعأ انسانها رو بلکه میپرستمشون .

تو اين وبلاگ ها ميتونيد توضيح بيشترو بخونيد .

الهه مهر

سعيد حاتمی

ميدونم ساده از کنار چيزی رد نيمشی و همين خصلت انسانيته که من خل خودش کرده هموطن .

 

/ 30 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بچه مخفی

خدا حفظشون کنه ایشالا! تنها کاری که از دست ما بر میاد همینه که به جونشون دعا کنیم!!:))

دنيا

سلام مهرنوش جونم.. ديروز زنگ زدم به سميرا اغفالش کردم بياد پيشمون! تو هم اغفال شو باهاش بيا!!

مهدی

شب تهی از مهتاب... شب تهی از اختر... ابر خاکستری بی باران... پوشانده آسمان را یکسر... و سکوت تو پس پرده ی خاکستری سرد کدورت.. افسوس.......سخت دلگیرتر است...

mah

نه يعنی نچ فکر نکنم .... هان يعنی چی شده اين همون مهرنوشه چند ماهه پيشه ... نه فکر نکنم ... سرش به جايی نخورده ؟. ..چه ميدونم والا ... پس چرا حرف بد نزده که هيچ رفته دنبال کارای انساندوستانه و خداپسندانو اينا ... هان لابد دوستاشو عوض کرده ... لابد ... به هر حال پيروزو خندان و شادکامو و باادبو اينا باشی هميشه

دنيا

قربونت خواهر دست سميرا را هم بگير و بياين اين ورا. اگه به اميد سميرا باشیم که از پارسال تا حالا قراره بياد!! .. با اخلاقت هم يه جوری تا می کنيم!! .. زود برنامه را رديف کنيد که منتظرم..

Nima Dingaliga

منم ميام!..منم ببرين واسشون بستنی بخرم(الان من باز نررففتم وبلاگايی که لينک دادی بخونم باز الان يه گندی بالا مياد!)

LEON

دوست دارم مهربون !!

دنيا

پس آبجی زودتر بيا که پام درد گرفت!! راه رفتن با يه لنگه کفش خيلی سخته آبجی..