خنده ات مرا زخم می کند . ميان دو حضورت تشويش  را

ديده ای ؟؟ که من تنهايی را ايستاده صبر می کنم ...

/ 14 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد

زندگان غمگينند... مردگان تنها... او رفته ... من مانده ام ... او می آيد... من نيستم ... حيف از آن عمری که با من زيستم ... دستهايم خالی ست ... دستهايت را به من بده ... نگاهم خالی ست... نگاهت را به من بده ... زندگيم خالی ست... زندگيت را به من بده ... گاه رفتن هديه ای دارم برايت ... چشمهايی چه بسيار تهی از نگاه ... سينه ای خالی حتی بدون آه ... آسمان بی کورسوی ستاره ای ... بدون ماه ... این حکایت آدمی ست که هیچگاه فراموش نمی کند که فرزند قابیل است و دیده داغ ننگ هبوط بر پیشانی پدر... بگذریم..... نمی شناسمت اما قلمت آشناست... در روزگاری ديرين ميزبانت بوده ام به قدمی بازهم به نگاهی ميهمانم باش... محمد

mehdi

خنده ات مرا زخم می کند؟؟ در مورد پايينی، من هم خسته ام. کسی پيدا شد بگه نيست؟

camy

سلا م . والا تا اونجايی که من شنيدم ميگن : خنده بر هر درد بی درمان دواست . نه اينکه خنده زخمی کنه ... خودم هم موندم ....

camy

ببين ... اگه خواستی ميتونی بشينی و صبر کنی .. ( سه نقطه دی )

shahla

درود بر تو ؛بیشتر توضیح بده خواهشدارم. بدرود .

MOHSEN

ميان دوحضورت ؟؟؟؟يا قلی .. مگه ادم می تونه دو تا حضور داشته باشه .. وای وای ..ترسيدم ... روح بيده ... از اين چيزا ننويس شب خوابم نمی بره هااا . من حالم بد بيد ..

nikolas

آن كس كه بايد تو را يارى كند، دارد يارى‏ات مى‏كند؛

فطرس

#-o خيلی سخت بود من نفهميدم ولی اين عکس بالايی قشنگه

assadgh

خيلی لطيف بود. بيچاره چگونه وقتی نيست ببيند؟ ميان دو حضور!

mobina

وب خوبی داری موفق باشی