خواهر کوچکم از یکشنبه خانه نیامد .... و این روزهای ما جلوی درب محبس میگذرد " و ما دوره میکنیم شب را و روز را هنوز را "

* شاملو

/ 32 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عرفانه

سلام,خوبی تو؟نوشته قبلیت جالب بود.بعد از سالها دوباره وبلاگها رو دیدم.فکر کنم تنها کسیم که با وبلاگنویسی قهر کردم.موفق باشی.

شهلا

مهرنوش جونم درود بر تو[ماچ] این تنها به خاطر شعرش مهمه برات یا واقعا برای خواهرت اتفاقی خدای ناکرده افتاده!؟[گل]

aIDa

چه خبر؟؟؟؟ای بابا!!

کوروش

سلام مهرنوش . کوروش اسدی هستم. موفق باشی همیشه.