اتاق تاريک بود / مگس اومد روی صفحه مونيتور نشست / سعی کردم با فلش موس بگيرمش و لهش کنم اما ياد وقتای تنهايی افتادم که واسه  صدای وز وز بهم خوردن بالش و سمج بودنشم  دلم تنگ ميشد ....

 

 

/ 44 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شراگیم

مهرنوش جان اگه به آوای فحش گونه هم باشه هيچی ديوث بی شرف نمی شه...!(با تشدید حرف شین) می دونی...ديوث خالی هم خوش دهنه البته ولی ديوث بی شرف يه جورايي اون دق دل آدمو هم خالی می کنه...البته پفيوز پدرسگ هم پر بدک نيست...!هم سگ داره توش هم يوز!

شراگیم

در ضمن اگه باز کامنتی گذاشتی و فرمايشی در جهت تکميل عرايضت به ذهنم رسيد همونجا می نويسم برات...!

mah

هيچوقت هيچ احساسی نسبت به مگس نداشتم نه مثبت نه منفی ... ميگفتم آفريده های خدا بی حکمت نيستن ... ولی وقتی مجبور شدم چند ساعت بشينم برای يکی از درسام بيشتر از ۱۰۰ صفحه مطلب بخونم ديگه حالم از هر چی مگسو هم خانواده هاش بودا گلاب به روتون آره .... ديگه خيلی صبورم که دووم آوردم .... با اون استادای بی سواد کم سوادمون ...

زروان

سلام ! اين نوشته‌ات حس جالبی داره ... راستش تا حالا به يه مگس اين جوری فکر نکرده بودم ولی از اين به بعد نگاهم نسبت به مگس تغيير می‌کنه... مرسی!

رضا

يه خبر: معاون مرتضوی ترور شد.

میشا

عجب، من ديشم داشتم در قبال يک سوسک نازنين چنين فکری ميکردم، اول گفتم بزم ناکارش کنم...بعد فکر کردم اگر نبود من الان به چی گير ميدادم

mahya

آقا فيلم هنديه مگه ؟

seteegh

مگسهاي مزاحم بي هيچ چشمداشتي جايشان را در قلبت باز ميكنند و يك روز مي ايد كه تو ميبيني دلتنگ بودنشان شده اي.. و اين يعني....

الیاس

سلام .روزت را درياب / با آن مدارا کن/ اين روز از آن توست /۲۴ ساعت کامل / به قدر کفايت فرصت هست / تا روزی بزرگ شود/ مگذار که در پگاه فرو پژوهد. آپ کردم اگه بیاین خوشحال میشم. شاد و موفق باشی