مداد سیاه

انتهاي صفحه


به اجبار قرنتينه برگشتم . حرف واسه گفتن زياد دارم اما حس می کنم سکوت گوياتره فعلأ !!
راستی اين اومدن رهبر هم راهها رو مسدود کرده بود هم ملت رو به خشم آورده بود . همه بهش فحش داده بودن اونم فقط وايساده بود و عين ذليلا گريه کرده بود . ديگه مرده هم در نمی آرن . همين امروز فردا همه جا رو با لودر صاف می کنن .هر چی در اومد در اومد وگرنه هيچی ديگه . هيچ کی رو هم به باقيمونده ارگ راه نمی دادن .... بعدأ می گم همه چيو مفصل !

مهرنوش قاسمی

 

بالاي صفحه

خانه
آرشيو
پست الكترونيك

ليست وبلاگهای به روز شده