مداد سیاه

انتهاي صفحه


چقدر سخته آدم تو آيينه اينقدر از خودش خوشش بياد که نتونه خودشو راضی کنه که چراقو خاموش کنه و بخوابه . چقدر سخته آدم به دوستش بگه بيا بريم فلان جا . بگه وقت ندارم .بره ببينه اون اونجاس . چقدر سخته آدم يه بار بخواد تو وبلاگش شوخی کنه .يه بار شعار نده و حرفای قشنگ قشنگ نزنه و به يه عشق خيالی اعتراف کنه انوقت همه نخوان باور کنن که اون منکر اين قضيه بشه و بدتر اينکه دوستای خوبش رو برنجونه . چقدر سخته آدم بره نمايشگاه نقاشی از کار گنده ها و استادها ايراد بگيره اما تو مملکتی زندگی کنه که هنر هم باند بازيه . چقدر سخته آدم آدمای وبلاگ نويس ببينه که تو حس و قيافن و فکر کنه به هر حال واسه همين آدما می نويسه . چقدر سخته آدم هوس کنه موهاشو بتراشه اما بفهمه ديگه جسارت تکرار اين کار رو نداره . چقدر سخته .... وای که اين زندگی چقدر سخته !

مهرنوش قاسمی

 

بالاي صفحه

خانه
آرشيو
پست الكترونيك

ليست وبلاگهای به روز شده