مداد سیاه

انتهاي صفحه


روزهای سه شنبه و چهارشنبه صبح مدرسه . دبستان و راهنمايی .من محبوب ترين معلم مدرسه ام !!!!!!!!!!!!! نقاشی . سر کلاسهام هميشه همه آزادند . يکی بازی ميکنه . يکی داستان می خونه .بعضی ها حرافی .بعضی ها خودشيرينی . خلاصه خوب . اگه خوب براش کافی باشه . وقتی می رم تو مدرسه بچه ها می پرن تو بغلم . تقريبآ هر شاگردی رو ۲ بار در روز می بوسم .معمولأ به دفتر رفتن نمی رسم و از اين کلاس می رم تو اون يکی . با سوم راهنماييها بيشتر رفيقم .اونا از دوست پسرهاشون و چه کنم چه کار نکنم هاشون می گن . منم هر از گاهی براشون يه حرف و حديثی می ريزم وسط که هنوز واسه پسر بازی زوده اما راه اينه و چاه اونه ... خلاصه اينکه با اين که تازه می فهمم چقدر معلم بودن سخته و آدمايی مثل من چی بسر معلماشون آوردن اينقدرکار شيرينیه که يادم ميره که دو ماه که هيچکس حرفی از حقوق بمن نزده.اما امام زاده بودن تو مدرسه بهش می چربه !

مهرنوش قاسمی

 

بالاي صفحه

خانه
آرشيو
پست الكترونيك

ليست وبلاگهای به روز شده